لغت نامه دهخدا
ناگاده. [ دَ / دِ ] ( ن مف مرکب ) گاده ناشده. گائیده ناشده. نگاده. بکر. دوشیزه. مقابل گاده. رجوع به گاده و گائیده شود.
ناگاده. [ دَ / دِ ] ( ن مف مرکب ) گاده ناشده. گائیده ناشده. نگاده. بکر. دوشیزه. مقابل گاده. رجوع به گاده و گائیده شود.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 شرابشان نرسیدست زان همی ترسم که شاهدان همه ناگاده باز جای شوند