ناکند

لغت نامه دهخدا

ناکند. [ ک َ ] ( اِ ) کره. ( ناظم الاطباء ).

جمله سازی با ناکند

💡 به جز سنگدل ناکند معده تنگ چو بیند کسان بر شکم بسته سنگ

💡 شکوه ناکند از تو جمعی کز گریبان سخا هر که در عهد تو سر بر زد فلک خواندش بخیل