نان وقف

لغت نامه دهخدا

نان وقف. [ ن ِ وَ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) نانی که در راه خیرات دهند. ( ناظم الاطباء ):
آن را که سیرت خوش و سرّی است با خدا
بی نان وقف و کاسه دریوزه زاهد است.سعدی.|| نانی که موقوفات دیگران به دست آرند. معاشی که به طفیل موقوفه ای تأمین شود: یکی را از علمای راسخ پرسیدند: چه گوئی در نان وقف ؟ گفت: اگر نان از بهر جمعیت خاطر می ستاند. ( گلستان ).

فرهنگ فارسی

نانی که در راه خیرات دهند یا نانی که از موقوفات دیگران بدست آرند.

جمله سازی با نان وقف

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 مفتی شهر نان وقف ربود صوفی دیر خمر ناب گرفت

💡 ای بسا! نان وقف کو به زیان بدهد، تا رسد به حد بیان

کرزوس یعنی چه؟
کرزوس یعنی چه؟
با دقت یعنی چه؟
با دقت یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز