لغت نامه دهخدا
نامنتظم. [ م ُ ت َ ظَ ] ( ص مرکب ) پراکنده. بی انتظام. مقابل منتظم.
نامنتظم. [ م ُ ت َ ظَ ] ( ص مرکب ) پراکنده. بی انتظام. مقابل منتظم.
پراکنده. بی انتظائ
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ابعاد کلی قلعه دختر درونه ۷۵ در ۴۰ متر میباشد، شکل کلی قلعه شش ضلعی نامنتظمی است که ضلع جنوبی آن بسیار بزرگتر از سایر اضلاع میباشد. این قلعه در ۵ سطح مختلف ساخته شدهاست، سطح اول شامل یک فضای مستطیل شکل در پشت دیوار شمالی قلعه و در داخل قلعه میباشد که به صورت زیرزمین و چند متر پایینتر از برچها و دیوارهای قلعه میباشد. ۶ برج در ۶ گوشه این شش ضلعی نامنتظم وجود دارد، قطر بیرونی برجها حدود ۷ متر میباشد فقط یک برج که در جانب غربی قلعه قرار گرفتهاست از بقیه برجها کوچمتر است و قطر آن ۵ متر میباشد. ارتفاع حصار قلعه در بلندترین قسمت به ۱۰ متر میرسد.
💡 نمی شد کار من هرگز چنین نامنتظم صائب اگر در نظم عالم اندکی در کار می بودم