نامرسوم

مترادف‌ها

غیررسمی، غیرمتعارف، غیرمعمول، غیررایج

متضادها

رسمی، مرسوم

لغت نامه دهخدا

نامرسوم. [ م َ ] ( ص مرکب ) ناباب. نامتداول. غیرمعمول.

فرهنگ فارسی

(صفت ) نامتداول غیرمعمول مقابل مرسوم.

جمله سازی با نامرسوم

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 نامزد دریافت این جایزه فردی است که توانایی‌های قابلی در ارزیابی و مدیریت موقعیت‌های پیچیده دارد و راه حل‌هایی نامرسوم اما کاربردی را در راستای حمایت از حقوق بشر می‌یابد.

💡 به دلایلی که در زیر مورد بحث قرار می‌گیرد، آن دسته از تجربیات نامرسوم هستند که با واقع گرایی ادراکی افراطی مشخص می‌شوند.

💡 طراحی پورشه یک طراحی نامرسوم با برجک تانک در عقب و موتور در وسط بدنه بود. در نهایت طراحی‌های هنشل برای تولید انبوه انتخاب شدند.

💡 در بسیاری از سازمان‌های بزرگ، برخی از تصمیمات حیاتی نه در جلسات رسمی، بلکه از طریق کانال‌های نامرسوم و گفتگوهای پشت پرده اتخاذ و اجرایی می‌شوند.

💡 برخورد با برخی از اعضای هیئت مدیره نیازمند رعایت پروتکل‌های نامرسوم و درک قواعد نانوشته‌ای است که در محیط‌های کاری سنتی بسیار حاکم است.

💡 روابط دیپلماتیک بین دو کشور گاهی اوقات از طریق مذاکرات نامرسوم و میانجی‌گری‌های غیررسمی پیش می‌رود تا از تنش‌های احتمالی در سطح رسمی جلوگیری شود.

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران