واژه «نامده» از واژههای کهن زبان فارسی است و به معنای «نیامده»، «ناآمده» یا «هنوز نرسیده» به کار میرود. این واژه معمولاً برای اشاره به شخص، زمان، رویداد یا امری استفاده میشود که هنوز تحقق نیافته یا به وقوع نپیوسته است. در متون ادبی و عرفانی، «نامده» اغلب در برابر «رفته» قرار میگیرد و به آینده یا رخدادهایی اشاره دارد که هنوز فرا نرسیدهاند. برای مثال، هنگامی که از «نامده فردا» سخن گفته میشود، منظور فردایی است که هنوز نیامده و وقوع آن در آینده قرار دارد. این واژه علاوه بر معنای «نیامده»، مفهوم «واقع نشده» و «تحقق نیافته» را نیز در خود دارد و میتواند برای هر امری به کار رود که هنوز شکل نگرفته یا پدیدار نشده است. شاعران فارسیزبان از آن برای بیان گذر زمان، ناپایداری دنیا و توجه به لحظه حال بهره بردهاند. در این کاربردها، گذشته به عنوان «رفته» و آینده به عنوان «نامده» معرفی میشود و تأکید بر ارزش زمان حال است. امروزه این واژه بیشتر در متون ادبی، تاریخی و کهن دیده میشود و در گفتار روزمره معمولاً از معادل «نیامده» استفاده میشود. بنابراین، این کلمه به معنای نیامده، نرسیده، تحققنیافته و واقعنشده است و به چیزی اشاره دارد که هنوز پدید نیامده یا به وقوع نپیوسته است.
نامده
لغت نامه دهخدا
نامده. [ م َ دَ / دِ ] ( ن مف مرکب ) نیامده. ناآمده. || به وقوع ناپیوسته. واقعنشده:
یکی حال از گذشته دی دگر از نامده فردا
همی گویند پنداری که وخشورند یا کندا.دقیقی.از رفته و نامده چه گویم
چون حاصل عمرم این زمان است.عطار.- امثال:
اجل نامده قوی زره است.سنائی.
فرهنگ فارسی
نیامده. نا آمده. یا واقع نشده
جمله سازی با نامده
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 بر نامده و گذشته بنیاد مکن حالی خوش باش و عمر بر باد مکن
💡 در کفت نامده از بیم مذلت بجهد همچو از بیم قطیعت بجهد از سر گاز
💡 سیر این انجمنم آمد و رفت سحراست یک نفس نامده صد زخم نمایان رفتم
💡 یک هجر به سر نامده هجری دگر افتاد یک غم سپری ناشده غمی دگر آمد
💡 چو بت پرست رخت دید گفت نامده است بتی زکارگه بت نگار بهتر ازین