ناقبول

لغت نامه دهخدا

ناقبول. [ ق َ ] ( ص مرکب ) پذیرفته ناشده. قبول ناشده. نامقبول. مردود. ( از ناظم الاطباء ). نامقبول. ناپسندیده. ( آنندراج ). || نفرت و کراهت داشته شده. ( ناظم الاطباء ). || ( ق مرکب ) قبول نکرده. ناپذیرفته. پیش از آنکه قبول کنند:
خریداران که در بازار نازند
غلامان ناقبول آزاد سازند.حکیم زلالی ( از آنندراج ).

جمله سازی با ناقبول

💡 ثنای ناقبول من به تو حالی بدان ماند که زالی بیع یوسف را به‌کف مشتی رسن دارد

💡 از دینی اکتفا به تمتع کن و بمان کین ناقبول قابل عقد دوام نیست

💡 یعنی ای بی‌رحم قوم ناقبول تشنه‌لب کشتید فرزند بتول

💡 لیک دعوت واردست از کردگار با قبول و ناقبول او را چه کار

خویش یعنی چه؟
خویش یعنی چه؟
پومپویر یعنی چه؟
پومپویر یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز