نافهم
مترادفها
نامفهوم، مبهم، گنگ
متضادها
فهیم، فهمیده، قابلفهم
لغت نامه دهخدا
نافهم. [ ف َ ] ( ص مرکب ) نادان. بی عقل. ( آنندراج ). ایهم. ( از منتهی الارب ). نفهم.
فرهنگ فارسی
(صفت ) بی عقل نفهم مقابل بافهم فهیم.
جمله سازی با نافهم
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 سخن را ازین شعر نافهم چند تو گویی که معنی فتاده به بند
💡 «ترکی» ساده دل و، ترک زبان نافهم به در کس نروم گر تو برانی ز درم
💡 هیچ نگشاید ز طبع شاعر نافهم شعر نکته چون سنجد ترازوئی که آنرا یکسرست