لغت نامه دهخدا
نافرموده. [ ف َ دَ / دِ ] ( ن مف مرکب ) نفرموده. مقابل فرموده. رجوع به فرموده شود.
نافرموده. [ ف َ دَ / دِ ] ( ن مف مرکب ) نفرموده. مقابل فرموده. رجوع به فرموده شود.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ناخوانده سویت آمدم، ناگفته رفتی از برم یعنی سیاست این بود فرمان نافرموده را
💡 گر گناهی نیست در مستی ثوابی نیز نیست اجر چندانی نباشد کار نافرموده را
💡 فریاد ز دست صبر نافرموده چون شمع ز گریه شد تنم فرسوده