لغت نامه دهخدا
ناف روز. [ ف ِ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) میانه روز. ( آنندراج ). کنایه از ظهر است. نیمروز.
ناف روز. [ ف ِ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) میانه روز. ( آنندراج ). کنایه از ظهر است. نیمروز.
میانه روز. کنایه از ظهر است
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 خیمه لیلی است در دشت بیاض آن مردمک ؟ یاز ناف روز روشن، شد دل شب آشکار
💡 زما بریدن یاران، بدیع نیست که ما را به تیغ هجر، بریدند، ناف روز ولادت