ناظمی

لغت نامه دهخدا

ناظمی. [ ظِ ] ( حامص ) مأخوذ از تازی، نظم دهندگی. ( ناظم الاطباء ). ناظم بودن.
ناظمی. [ ظِ ] ( ص نسبی ) منسوب به ناظم. رجوع به ناظم شود.
ناظمی. [ ظِ ] ( اِخ ) مؤلف صبح گلشن این دو بیت را به نام او ثبت کرده است:
مژه بر هم زدن و چشم سیاهش نگرید
زیر لب خنده و دزدیده نگاهش نگرید
می کشد رشک مرا ورنه یقین می گفتم
عاقلان را که به رخساره ماهش نگرید.
بیش ازین از احوال او اطلاعی به دست نیامد.

جمله سازی با ناظمی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 از پارکهای معروف این محل می‌توان از باغ حکیم، هفت‌چنار، ۲۲ بهمن(کمپانی)، نور، اعتماد، خانواده و ناظمی و خیابانهای معروف آن گلستانی، حسام الدین، چهارراه رضایی، خیابان عرب نام برد.

💡 به تصریح ریچارد داوکینز، این برهان بدیهی می‌انگارد که هرچه نظم مجموعه‌ای بیشتر باشد، می‌فهمیم که ناظم آن مجموعه هم پیچیده‌تر و عالم‌تر بوده‌است. کسی که توانسته باشد تمام جهان را نظم ببخشد، خودش باید لااقل به همان اندازه پیچیده و هدفمند باشد؛ و باز نیازمند ناظمی اعلم می‌شود.

💡 پارکهای معروف این محل از قبیل: باغ حکیم، هفت‌چنار، ۲۲بهمن، نور، اعتماد، خانواده و ناظمی نام برد و خیابانهای معروف محل: گلستانی، حسام الدین، چهارراه رضایی، خیابان عرب هستند.

حروف الفبا یعنی چه؟
حروف الفبا یعنی چه؟
ورژن یعنی چه؟
ورژن یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز