لغت نامه دهخدا
ناشنیدن. [ ش ِ دَ ] ( مص منفی ) نشنیدن. مقابل شنیدن. رجوع به شنیدن شود:
آسود زمانی از دویدن
وز گفتن و هیچ ناشنیدن.نظامی.
ناشنیدن. [ ش ِ دَ ] ( مص منفی ) نشنیدن. مقابل شنیدن. رجوع به شنیدن شود:
آسود زمانی از دویدن
وز گفتن و هیچ ناشنیدن.نظامی.
نشنیدن مقابل شنیدن.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 در ناشنیدن سخن خلق نشئه هاست گوش گران من شده رطل گران من
💡 ای فیض مکن علاج گوشت ز نهار کافسانه دهر ناشنیدن خوشتر
💡 فسون درد سر بر من مخوانید ای سخنسازان که من بر حرفهای ناشنیدن بیشتر گوشم
💡 لیک این نادیدنش نه از کوری است ناشنیدن نه از کری یا دوری است