ناشنیدن
مترادفها
نشنیدن
متضادها
شنیدن
لغت نامه دهخدا
ناشنیدن. [ ش ِ دَ ] ( مص منفی ) نشنیدن. مقابل شنیدن. رجوع به شنیدن شود:
آسود زمانی از دویدن
وز گفتن و هیچ ناشنیدن.نظامی.
فرهنگ فارسی
نشنیدن مقابل شنیدن.
جمله سازی با ناشنیدن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 در ناشنیدن سخن خلق نشئه هاست گوش گران من شده رطل گران من
💡 ای فیض مکن علاج گوشت ز نهار کافسانه دهر ناشنیدن خوشتر
💡 فسون درد سر بر من مخوانید ای سخنسازان که من بر حرفهای ناشنیدن بیشتر گوشم
💡 لیک این نادیدنش نه از کوری است ناشنیدن نه از کری یا دوری است
💡 ناشنیدن صدای طبیعت در میان هیاهوی شهر، میتواند تجربهای بسیار آرامبخش و متفاوت برای انسانهای پرمشغله در دنیای مدرن و پرسرعت امروزی باشد.
💡 او با وجود تلاشهای بسیار زیاد برای برقراری ارتباط، همچنان با ناشنیدن پاسخهای منطقی از سوی مخالفان خود در این بحث پیچیده روبرو شد.
💡 گاهی اوقات ناشنیدن انتقادات سازنده باعث میشود که افراد در مسیر اشتباه خود بدون هیچ تغییری به حرکت ادامه دهند و از پیشرفت باز بمانند.