ناشناختن

لغت نامه دهخدا

ناشناختن. [ ش ِ ت َ ] ( مص منفی ) نشناختن. استنکار. ( زوزنی ) ( منتهی الارب ). انکار. ( تاج المصادر بیهقی ) ( منتهی الارب ) ( ترجمان القرآن ). نکر. ( دهار ) ( تاج المصادر بیهقی ). تناکر.( منتهی الارب ). مقابل شناختن. رجوع به شناختن شود.

فرهنگ فارسی

نشناختن استنکار.

جمله سازی با ناشناختن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 وقتِ دل دادن و نواختن است که نه هنگام ناشناختن است

برآمد یعنی چه؟
برآمد یعنی چه؟
هنگام یعنی چه؟
هنگام یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز