نازک وجود
مترادفها
هستی ظریف
لغت نامه دهخدا
نازک وجود. [ زُ وُ ] ( ص مرکب ) آنکه دارای بدن نرم و نازک باشد. ( ناظم الاطباء ).
فرهنگ فارسی
(صفت ) آنکه دارای تنی نرم و نازک است.
جمله سازی با نازک وجود
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 تخمها توسط حیوانات ماده از گونههای مختلف از جمله پرندگان، خزندگان، دوزیستان، چند پستاندار و ماهی گذاشته میشوند و بسیاری از آنها هزاران سال است که توسط انسان خورده شدهاند. تخمهای پرندگان و خزندگان شامل یک پوسته تخم محافظ، آلبومن (سفیده تخم) و ویتلوس (زرده تخم) است که در غشاهای مختلف نازک وجود دارد. بیشترین مصرف تخم مصرفی جهان، تخممرغ است. تخم پرندگان دیگر از جمله اردک و بلدرچین نیز خورده میشوند. تخمهای ماهی را قلیه و خاویار میگویند.
💡 او با آن روحیه نازک وجود و حساسیت بسیار زیادش، همیشه از شنیدن کوچکترین انتقادها یا کلمات تند دیگران در محیط کار دچار ناراحتی میشد.
💡 در ادبیات کلاسیک، شخصیتهای نازک وجود معمولاً به عنوان افرادی تصویر میشوند که با زیباییهای طبیعت و ظرافتهای جهان در ارتباط عمیق هستند.
💡 نباید با کسی که دارای چنان نازک وجود و احساسات لطیفی است، با خشونت رفتار کرد زیرا او بسیار زود تحت تأثیر محیط قرار میگیرد.