نائب امام
مترادفها
جانشین امام، نماینده امام
لغت نامه دهخدا
نائب امام. [ ءِ ب ِ اِ ] ( ترکیب اضافی، اِمرکب ) مجتهد جامع الشرایط. رجوع به نایب شود.
فرهنگ فارسی
مجتهد جامع الشرایط
جمله سازی با نائب امام
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 پس از انزوا و دوری حلاج از اهل تصوف وی سعی کرد در میان امامیه برای خود طرفدارانی پیدا کند و با وجودی که حلاج اهل تسنن بود، با ارسال نامههایی به بزرگان امامیه چون ابوسهل نوبختی و ابوالحسن بابویه خود را نائب امام زمان معرفی میکرد. حلاج پس از ادعای بابیت تصمیم گرفت ابوسهل اسماعیل بن علی نوبختی (متکلم امامی) را به مسلک خویش آورد که در نتیجه هزاران شیعه امامی که تابع او بودند را به عقاید حلولی خویش معتقد سازد. به ویژه آنکه جماعتی از درباریان خلیفه، به حلاّج حسن نظر نشان داده و جانب او را گرفته بودند؛ ولی ابوالحسن بابویه که پیری مجرّب بود، نمیتوانست ببیند او با مقالاتی تازه، خود را معارض حسین بن روح نوبختی وکیل امام غایب معرفی میکند.
💡 در متون مذهبی و فقهی، نقش نائب امام برای هدایت جامعه و اجرای احکام الهی بسیار حیاتی و دارای اهمیت بسیار زیادی در حفظ نظم اجتماعی است.
💡 بسیاری از پیروان مکاتب مختلف معتقدند که حضور یک نائب امام میتواند راهنمای آنها در مسیرهای دشوار اعتقادی و زندگی روزمره در دوران غیبت باشد.
💡 بحثهای پیچیده فلسفی و کلامی بسیاری درباره ویژگیها و شرایط لازم برای انتخاب یک فرد به عنوان نائب امام در جوامع اسلامی وجود دارد.