میلامیل
لغت نامه دهخدا
میلامیل. ( ق مرکب ) میل تا میل و از میل به میل. ( ناظم الاطباء ). میل به میل. ( آنندراج ). میل تا میل و میل در میل و میل اندرمیل. ( برهان ). میلها ضربدر میلها. ( یادداشت مؤلف ).کنایه است از مسافت بسیار. عرصه فراخ:
بید را سایه ای است میلامیل
جوی را دیده ای است مالامال.ابوالفرج رونی.|| قدم به قدم و پی در پی و پیوسته و علی التوالی. ( ناظم الاطباء ). پی در پی و متواتر. ( برهان ). || همه و همگی و جمیع. ( ناظم الاطباء ). همه و جمیع. ( برهان ). || درهم آمیخته و ممزوج. ( از برهان ) ( ناظم الاطباء ).
فرهنگ عمید
پهناور.
جمله سازی با میلامیل
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 گر بگردی همه آفاق جهان میلامیل یابی از موهبتش وقت سخا مالامال
💡 دشتی آید ز درد دل میلامیل طشتی آید ز خون دل مالامال
💡 شبی که منزل شادی دروست میلامیل شبی که جام سعادت در اوست مالامال
💡 توپها بینی بگشاده دهان میلامیل دشتها بینی، ز انبوه حشر مالامال
💡 بباید از غم و انده گریخت میلامیل می دو ساله به پیمانه ریخت مالامال