میسیون

لغت نامه دهخدا

میسیون. [ یُن ْ ] ( فرانسوی، اِ ) هیأت مأمورین. هیئت اعزامی. هیئتی مرکب از چند تن که به منظوری خاص ( تبلیغات مذهبی، امور سیاسی، فرهنگی و غیره ) به جایی اعزام شوند: میسیون نظامی. || مأموریت. فرستادگی. اعزام. نمایندگی. || مأموریت موقتی و معین از طرف دولت. || مأموریت برای مطلع ساختن مردم از مسائل دینی.

فرهنگ عمید

هیئتی مُرکب از چند نماینده که به منظور انجام کاری به جای دیگری فرستاده می شوند، هیئت اعزامی.

فرهنگ فارسی

هیئت، هیئت نمایندگی، هیئت مبلغین
(اسم ) هیئتی مرکب ازچندتن که بمنظورخاصی ( تبلیغات مذهبی امور سیاسی فرهنگی و غیره ) بجایی اعزام شوند: میسیون دینی میسیون نظامی.

جمله سازی با میسیون

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 بیمارستان میسیون آمریکایی تبریز، یک بیمارستان در تبریز بود که در مجاورت کنسولگری سابق آمریکا در تبریز و در خیابان شریعتی این شهر واقع شده و مجهزترین بیمارستان تبریز در آن زمان بود. محل این بیمارستان در حال حاضر به دانشکده پرستاری و مامایی تبریز اختصاص یافته است.

💡 در ۱۹۳۳ رضاشاه هرگونه میسیون را تعطیل کرد ←

امجق یعنی چه؟
امجق یعنی چه؟
تعامل یعنی چه؟
تعامل یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز