قچقار

لغت نامه دهخدا

قچقار. [ ق ُ ] ( ترکی، اِ ) قُجْغار. گوسفند گشنی. ( برهان ) ( آنندراج ). گوسپند پروار گشنی. ( ناظم الاطباء ).

فرهنگ فارسی

( اسم ) گوسفند پروار گشنی قوچ.

جمله سازی با قچقار

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 چنین تا به قچقار باشی براند فرود آمد آنجا و چندی بماند