لغت نامه دهخدا
مسکوب. [ م َ ] ( ع ص ) نعت مفعولی از سکب. ریخته شده: ماء مسکوب ( قرآن 31/56 )؛ آبی روان پیوسته و آبی ریخته. ( مهذب الاسماء ). آبی که بر روی زمین روان باشد بی کنده. ( منتهی الارب ). سایل. جاری. و رجوع به سکب شود.
مسکوب. [ م َ ] ( ع ص ) نعت مفعولی از سکب. ریخته شده: ماء مسکوب ( قرآن 31/56 )؛ آبی روان پیوسته و آبی ریخته. ( مهذب الاسماء ). آبی که بر روی زمین روان باشد بی کنده. ( منتهی الارب ). سایل. جاری. و رجوع به سکب شود.
آبی روان پیوسته و آبی ریخته
[ویکی الکتاب] معنی مَّسْکُوبٍ: دائما در جریان و قطع نشدنی
ریشه کلمه:
سکب (۱ بار)
«مَسْکُوب» از مادّه «سکب» (بر وزن کبک) در اصل به معنای «ریزش» است; و از آنجا که ریزش آب از بالا به پایین، به صورت آبشار، بهترین مناظر را ایجاد می کند، زمزمه های آن گوش جان را نوازش می دهد، و منظره آن چشم را فروغ می بخشد. این امر یکی از مواهب بهشتیان قرار داده شده است.
زیختن و ریخته شدن.. یعنی اصحاب یمین در سایه و همیشه و در کنار آب روان اند در المیزان آمده: گفتهاند ظلّ ممدوه سایهای است که آفتاب آن را نبرد آن باقی و پیوسته جاری باشد. این کلمه فقط یکبار در قرآن آمده است.
💡 این دوستیِ ۶۱ساله با درگذشتِ شاهرخ مسکوب به پایان رسید. کامشاد کتاب پایهگذاران نثر جدید فارسی را به شاهرخ مسکوب تقدیم کرد.
💡 حسن میرمحمدصادقی در سال ۱۳۲۴ همراه با شاهرخ مسکوب وارد دانشکدهٔ حقوق دانشگاه تهران شد. در همان سال نخست نامخانوادگی خود را با درخواستی به ادارهٔ ثبتاحوال اصفهان به کامشاد تغییر داد.
💡 دورهٔ پنجسالهٔ متوسطه را در سال ۱۳۲۳ در دبیرستان ادب به پایان رساند. سپس برای گذراندن سال پایانی به دبیرستان البرز رفت اما پس از گذراندن حدود دو ماه در شبانهروزی این دبیرستان به اصفهان بازگشت و دیپلم خود را در رشتهٔ ادبی از دبیرستان صارمیه گرفت. در آن ایام با مصطفی رحیمی، ارحام صدر و شاهرخ مسکوب در ادب همکلاسی بود که دوستیاش با مسکوب تا پایان عمر او ادامه یافت.
💡 از سدهٔ نوزدهم میلادی به این سو پژوهشهای فراوانی دربارهٔ فردوسی و شاهنامه انجام گرفته است. ژول مول، تئودور نولدکه، سید حسن تقیزاده، هانری ماسه، فریتز ولف، ملکالشعرا بهار، محمد قزوینی، مجتبی مینوی، محمدامین ریاحی، محمدعلی اسلامی ندوشن، ابوالفضل خطیبی و شاهرخ مسکوب از شناختهشدهترین پژوهشگران دربارهٔ فردوسی و شاهنامه هستند.