فرهنگ معین
( ~. کَ دَ ) [ ع - فا. ] (مص م. ) فتح کردن، تسخیر کردن.
( ~. کَ دَ ) [ ع - فا. ] (مص م. ) فتح کردن، تسخیر کردن.
( مصدر ) مسخر ساختن: عاقبت شیراز و تبریز و عراق چون مسخر کرد وقتش در رسید. ( حافظ )
فتح کردن، تسخیر کردن.
💡 هست در روی زمین هر دانه ای را حاصلی حاصل کوچکدلی دلها مسخر کردن است