لغت نامه دهخدا
مردانه وار. [ م َ ن َ / ن ِ ] ( ق مرکب ) مانند مردان:
دل به می دربند تا مردانه وار
گردن سالوس و تقوی بشکنی.حافظ.
مردانه وار. [ م َ ن َ / ن ِ ] ( ق مرکب ) مانند مردان:
دل به می دربند تا مردانه وار
گردن سالوس و تقوی بشکنی.حافظ.
مانند مردان، دلیر، شجاع: دل به می دربند تا مردانه وار / گردن سالوس و تقوا بشکنی (حافظ: ۹۵۴ ).
مانند مردان: دل بمی در بند تا مردانه وار گردن سالوس وتقوی بشکنی. ( حافظ )
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 گر وصال یار خواهی در رهش مردانه وار از خیال کفر و دین بیزار می باید شدن
💡 دل بر امید وصل تو جان را همی زند مردانه وار سود و زیان را همی زند
💡 تاز لذات دو عالم نگذری مردانه وار کی توان کی، از لقای دوست برخوردار شد
💡 ایزن صفت ز غفلت خواب و خیال تا کی مردانه وار بگذر زین خواب و این خیالات
💡 جانا، رهی ز مهر تو بردل رقم زدست مردانه وار در صف عشقت قدم زدست
💡 آب سازد آتش من زهره پروانه را شمع را مردانه وار از انجمن بیرون کنم