مرحله بندی
مترادفها
گامبهگام کردن، توالی
متضادها
یکپارچه، ناگهانی، بیمقدمه
فرهنگستان زبان و ادب
{phasing} [حمل ونقل درون شهری-جاده ای] تنظیم زمان برای تفکیک حرکت وسایل نقلیه و عابران در انشعابات یک تقاطع
جمله سازی با مرحله بندی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 سیاست انرژی بریتانیای کبیر بهطور کامل اهدافی برای کاهش دافعات دیاکسید کربن را در بر میگیرد و به کاهشی مناسب در دافعات ملی بر پایه برنامهای مرحله بندی شده متعهد میباشد. بریتانیای کبیر از امضاکنندگان پیمان کیوتو است.
💡 از آنجایی که بسیاری از علائم سرطان شروع تدریجی و ماهیت عمومی دارند، غربالگری سرطان (که به آن مراقبت سرطان نیز گفته میشود) یک اولویت کلیدی بهداشت عمومی است. غربالگری سرطان شامل بررسی آزمایشگاهی، معاینات فیزیکی، نمونههای بافتی یا آزمایشهای تصویربرداریِ تشخیصی باشد که بهطور معمول توصیه میکنند در فواصل زمانی معینی برای جمعیتهای خاص انجام شوند. مرحله بندی سرطانها بخشی از فرایند تشخیص است که هم درمان و هم پیش آگهی بیماری را به اطلاع میرساند.
💡 دولت اعلام کرد که برای رسیدن به اقتصاد مقاوم، مرحله بندی دقیق اجرای اصلاحات ساختاری در بخشهای مختلف صنعتی و کشاورزی از امروز آغاز خواهد شد.
💡 برای موفقیت در پروژههای بزرگ ساختمانی، مهندسان باید یک مرحله بندی زمانی دقیق و منطقی را برای تمام مراحل از فونداسیون تا تکمیل ساخت لحاظ کنند.
💡 درمان این بیماری پیچیده نیازمند مرحله بندی دقیق پروتکلهای پزشکی و نظارت مستمر تیم متخصص برای اطمینان از بهبود تدریجی و سلامت کامل بیمار است.