محمودا
مترادفها
ستوده، پسندیده
متضادها
مذموم
لغت نامه دهخدا
محمودا. [ م َ ] ( اِخ ) بروجردی. از شاعران معاصر نصرآبادی صاحب تذکره است و نصرآبادی در حق وی گوید: بی تکلف سخنانی داشت که از نمکی خالی نبود. مدتی مقیم هند بود و سپس به اصفهان بازگشت. تخلص شعری او یتیم است و این دو بیت از اوست:
من عاشقم و یار به کام دگران است
چون غُرّه شوال که ماه رمضان است.
کوه غم بر دل نشست و آه سردی برنخاست
آسمانی بر زمین افتاد و گردی برنخاست.( تذکره نصرآبادی ص 395 ).
دانشنامه اسلامی
[ویکی الکتاب] ریشه کلمه:
حمد (۶۸ بار)
جمله سازی با محمودا
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 در سال ۱۹۱۱، یهودیان ۰٫۳ درصد از جمعیت کراچی را تشکیل میدادند و در زمان استقلال از امپراتوری انگلیس تعداد آنها به ۲۵۰۰ نفر رسیده بود. محمودا رضویا در کتاب ۱۹۴۷ خود با نام «ملکه مشرق» دربارهٔ حضور یهودیان در کراچی نوشتهاست. قبلاً یهودیان در کراچی زندگی میکردند. گل حسن کالماتی در مقاله ای تحت عنوان «کراچی که یاهودی» (یهودیان کراچی)، نشان میدهد که یهودیان در قرن نوزدهم از ماهاراشترا به کراچی آمدهاند.