متلازم

متلازم در زبان فارسی، صفتی برگرفته از ریشه‌ی عربی است که به معنای همراه، ملازم و وابسته‌ی جدایی‌ناپذیر به کار می‌رود. این اصطلاح بیانگر ارتباطی دوسویه و ضروری بین دو مفهوم، دو شخص یا دو پدیده است، به‌گونه‌ای که شناخته شدن یا وجود یکی، مستلزم و ملازم شناخته شدن یا وجود دیگری باشد. کاربرد این واژه در متون ادبی، فلسفی و منطقی نشان‌دهنده‌ی پیوندی عمیق و ناگسستنی بین اجزای یک رابطه است.

برای نمونه، در متون کلاسی فارسی همانند چهارمقاله‌ی نظامی عروضی، این مفهوم به زیبایی در توصیف رابطه‌ی شاعر و ممدوح به کار رفته است: هنگامی که ممدوح به واسطه‌ی شعر نیک شاعر مشهور می‌گردد، شاعر نیز به سبب بخششِ گران‌بهای آن پادشاه نام‌آور می‌شود؛ این دو اعتبار، اموری متلازم تلقی می‌گردند. این مثال نشان می‌دهد که چگونه دو نتیجه یا دو حالت، پیوندی تنگاتنگ و دوسویه دارند و هر یک، زمینه‌ساز و مکمّل دیگری است.

در حوزه‌ی منطق و فلسفه، اصطلاح قضایای متلازم به دو قضیه‌ی شرطی اشاره دارد که از نظر کمی یکسان، ولی از نظر کیفی متفاوت هستند. در این قضایا، مقدمه‌ی هر دو مشترک، اما تالی آن‌ها با یکدیگر در تناقض است. این گونه قضایا به دلیل ساختار خاص منطقی خود، لزوماً هم‌ارز و همراه یکدیگرند و صدق یا کذب یکی، مستلزم صدق یا کذب دیگری است که رابطه‌ی تلازم میان آن‌ها را تبیین می‌کند.

لغت نامه دهخدا

متلازم. [ م ُ ت َ زِ ] ( ع ص ) همراه. وابسته: چنانکه ممدوح به شعر نیک شاعر معروف شود شاعر به صله گران پادشاه معروف شود که این دو معنی متلازمان اند. ( چهارمقاله عروضی ص 75 ).
- قضایای متلازم؛ هر دو قضیه از شرطیات که در کم متفق اند و در کیف مختلف و در مقدم مشترک و در تانی متناقض، متلازم باشند. ( اساس الاقتباس ص 118 ).

فرهنگ معین

(مُ تَ زِ ) [ ع. ] ۱ - (اِفا. ) همراه باشنده. ۲ - (ص. ) همراه. ج. متلازمین. ۳ - وابسته.

فرهنگ عمید

همراه، وابسته.

فرهنگ فارسی

۱ - ( اسم ) همراه باشنده. ۲ - ( صفت ) همراه جمع: متلازمین.

ویکی واژه

همراه باشنده.
همراه.
متلازمین.
وابسته.

باوانم یعنی چه؟
باوانم یعنی چه؟
آویزون یعنی چه؟
آویزون یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز