مبدی

مترادف‌ها

بنیان‌گذار، آغازگر، مبتکر، پدیدآورنده

متضادها

مقلد، پیرو

لغت نامه دهخدا

مبدی ٔ. [ م ُ دِءْ ] ( ع ص ) کار نو و بدیع آورنده. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ). || آفریننده نخست بار. ( السامی ) ( مهذب الاسماء ). آفریننده. ( دهار ).
مبدی ٔ. [ م ُ دِءْ ] ( اِخ ) یکی از اسماء باری تعالی. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ). نامی ازنامهای خدای تعالی. ( یادداشت به خط مرحوم دهخدا ).

فرهنگ فارسی

یکی از اسما. باریتعالی

جمله سازی با مبدی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 همانا مبدی پیرم کز آتشخانهٔ برزین فتادستم میان جرگهٔ اطفال در برزن

💡 که آسمان و زمین بردرد اگر بیند یکی صفت ز صفت‌های مبدی بادی

💡 فیلسوفان بزرگ تاریخ معتقدند که خداوند تنها مبدی و خالق حقیقی هستی است که تمام موجودات را از عدم به وجود آورده است.

💡 در مباحث هستی‌شناسی، بحث درباره مبدی نخستین جهان و چگونگی پیدایش قوانین طبیعت از مهم‌ترین موضوعات مورد توجه متفکران است.

💡 او را به عنوان مبدی اصلی این نظریه علمی جدید در کنفرانس بین‌المللی معرفی کردند که تغییر بزرگی در دانش امروز ایجاد کرد.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران