لویشن

لغت نامه دهخدا

لویشن. [ ل َ وی ش َ ] ( اِ ) لویش. لبیشه. لویشه. لباشه. لواشه. لباچه. رجوع به هر یک از مدخل ها در ردیف خود شود:
لطف او شد نشیمن صهبا
قهر او شد لویشن دریا.خاقانی ( از جهانگیری ).

جمله سازی با لویشن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 لطف او شد نشیمن صهبا قهر او شد لویشن دریا

💡 او هر روز صبح و شب، از یک لویشن مرطوب‌کننده با رایحه گل‌های تازه استفاده می‌کند تا پوست خود را همیشه نرم و بسیار درخشان نگه دارد.

💡 پس از قرار گرفتن در معرض آفتاب شدید در طول تابستان، استفاده از یک لویشن آرام‌بخش می‌تواند به بهبود وضعیت پوست آسیب‌دیده کمک بسیار زیادی به او کند.

💡 پزشک متخصص پوست به او توصیه کرد که برای جلوگیری از خشکی شدید، حتماً از لویشن‌های فاقد مواد شیمیایی مضر و کاملاً طبیعی استفاده نماید تا سلامت پوستش حفظ شود.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران