لهاب

لغت نامه دهخدا

لهاب. [ ل ُ ] ( ع اِ ) تشنگی. || زبانه آتش. شعله آتش. || ( مص ) زبانه زدن آتش بی دود. ( منتهی الارب ).
لهاب. [ ل ُ/ ل َ ] ( اِخ ) موضعی است. ( منتهی الارب ):
کان مواقع الانساع منها
علی الدفین اجرد من لهاب.اوفی بن مطیر المازنی ( از معجم البلدان ).
لهاب. [ ل ِ ] ( ع ص، اِ ) ج ِ لهبان. || ج ِ لِهب یا لَهِب. ( منتهی الارب ).

فرهنگ فارسی

جمع لهبان جمع لهب.

جمله سازی با لهاب

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 جبل شقروف یکی از روستاهای عزلت لهاب در ناحیه مناخه در استان صنعای کشور یمن است که جمعیت آن بر پایهٔ سرشماری سال ۲۰۰۴ یمن به ۲۵۸ تن رسیده است.

خوار یعنی چه؟
خوار یعنی چه؟
زیستن یعنی چه؟
زیستن یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز