لغزی

لغت نامه دهخدا

لغزی. [ ل ُ غ َ ] ( ) قصیده لغزی:
به لفظ پارسی و چینی و خُماخسرو
به لحن مویه زال و قصیده لغزی.منوچهری ( دیوان چ دبیرسیاقی ص 65 ).

جمله سازی با لغزی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 پای لغزی در ره عقل است ورنه با جنون بوسه را ره بر دم شمشیر برّان تنگ نیست

💡 بشنو لغزی که سخت موزون باشد کلی که به جزء در بود چون باشد

💡 چون بوالهوسان پا مفشارید بوصل زانروی که وصل پای لغزی عجبست

💡 پرسم لغزی ای شده فاش از تو هنر فکری کن و جهدی کن و بیرون آور

💡 از تو پرسم لغزی فکرت اخراجش کن ایکه در مسند دانش چو تو دیگر ننشست

کف پا یعنی چه؟
کف پا یعنی چه؟
کص یعنی چه؟
کص یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز