لغت نامه دهخدا
لعاب عنکبوت. [ ل ُ ب ِ ع َ ک َ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) تار عنکبوت. تنیده عنکبوت:
لعاب عنکبوتان مگس گیر
همایی را نگر چون کرد نخجیر.نظامی.|| کنایه از طراحی و نقشکاری. ( آنندراج ).
لعاب عنکبوت. [ ل ُ ب ِ ع َ ک َ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) تار عنکبوت. تنیده عنکبوت:
لعاب عنکبوتان مگس گیر
همایی را نگر چون کرد نخجیر.نظامی.|| کنایه از طراحی و نقشکاری. ( آنندراج ).
تار عنکبوت. تنیده عنکبوت
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 عنقای غم تو کآشیانش فلک است در دام لعاب عنکبوت دل ماست