لغت نامه دهخدا
لریان. [ ل ُ ] ( اِخ ) کرسی ولایت «مربیهان » به فرانسه. بندری نظامی در محل ریزش رود سکرف در بلاِوه. دارای راه آهن و 42853 تن سکنه.
لریان. [ ل ُ ] ( اِخ ) کرسی ولایت «مربیهان » به فرانسه. بندری نظامی در محل ریزش رود سکرف در بلاِوه. دارای راه آهن و 42853 تن سکنه.
بندریست در فرانسه در مصب رود [ اسکورف ] و رود [ بلاوه ] ۷۱/۹۲۳ تن سکنه ماهیگیری کشتی سازی کنسرو سازی و بافندگی.
کرسی ولایت به فرانسه بندری نظامی در محل ریزش رود سکرف در بلاوه.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 در کوههای سده (اقلید) و کوههای جنوبی ایزدخواست که کوههای مروارید و لریان از جملهٔ آن کوهها میباشند و کوههای نقش رستم و تخت جمشید که مربوط به دوران هخامنشی هستند، خرابههایی از کلبههای سنگی وجود دارد؛ که به آنها خرف خانه میگویند و مردم عقیده دارند در قدیم ایلات جنوب که ییلاق و قشلاق میکردهاند، هر پیری که خرف و از نظر روحی و جسمی از کار افتاده و مردنی بودهاست، آن را با مقداری آب و غذا در آنجا میگذاشتند و محل را ترک میکردند.