قعقع

لغت نامه دهخدا

قعقع. [ ق ُ ق ُ ] ( ع اِ ) عکه، یا مرغی است دیگر دشتی پیسه، درازنوک و درازپای. ( منتهی الارب ). عقعق، یا پرنده دیگری است درازمنقار و پا ابلق رنگ. ( اقرب الموارد ). || لک لک یا لقلق. ( تحفه حکیم مؤمن ).
قعقع. [ ق َ ق َ ] ( ع اِ صوت )اسم صوتی است که بدان گاو رانند. ( اقرب الموارد ).

جمله سازی با قعقع

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 امل‌، جهان ز قعقع سلاح وی اجل‌، دوان به سایهٔ لوای او

خونکار یعنی چه؟
خونکار یعنی چه؟
باوانم یعنی چه؟
باوانم یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز