قط کردن

لغت نامه دهخدا

قط کردن. [ ق َ ک َ دَ] ( مص مرکب ) مرکب است از قط عربی به معنی بریدن یا بر پهنا بریدن، و کردن فارسی. ( آنندراج ):
جای ناخن تیغسر میزد ز انگشتان ما
چون قلم در وصف مژگان تو میکردیم قط.ابوالبرکات منیر ( از آنندراج ).

فرهنگ فارسی

( مصدر ) قط زدن: تیر آسمان از برای تحریردیوان مدایح قلم قط می کنند ٠

جمله سازی با قط کردن

💡 دبیرش چون کند آغاز کار از خامه قط کردن دبیران جهان را بند بند استخوان لرزد

کس کش یعنی چه؟
کس کش یعنی چه؟
ممنون یعنی چه؟
ممنون یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز