قزل داش
مترادفها
فرمانده، سردار
لغت نامه دهخدا
قزل داش. [ ق ِ زِ ] ( اِخ ) دهی از دهستان سکمن آباد بخش حومه شهرستان خوی واقع در 54 هزارگزی شمال باختری خوی و 8500 گزی شمال شوسه سیه چشمه به خوی. موقع جغرافیایی آن دره سردسیر سالم است. سکنه 305 تن. آب آن از چشمه و محصول آن غلات. شغل اهالی زراعت و گله داری و صنایع دستی زنان جاجیم بافی است. راه مالرو دارد. دو محل به فاصله 500 گز به نام قزل داش بالا و پائین مشهور است. سکنه قزل داش پائین 110 تن میباشند. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 4 ).
فرهنگ فارسی
دهی از دهستان سکمن آباد بخش حومه شهرستان خوی. واقع در ۵۴ هزار گزی شمال باختری خوی و ۸۵٠٠ گزی شمال شوسه سیه چشمه بخوی و موقع آن دره سردسیر سالم است.
جمله سازی با قزل داش
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 تپه قزل داش مربوط به سدهٔ ۶ تا ۸ ه.ق است و در شهرستان خوی، بخش مرکزی، دهستان رهال، روستای مالاجنود واقع شده و این اثر در تاریخ ۷ اسفند ۱۳۸۵ با شمارهٔ ثبت ۱۷۶۴۳ بهعنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسیده است.