قریم

لغت نامه دهخدا

قریم. [ ق ُ رَ ] ( اِخ ) قِرِم. شهری است. ( منتهی الارب ).
قریم. [ ق ُ رَ ] ( اِخ ) ( بنو... ) طائفه ای است. ( منتهی الارب ).

فرهنگ فارسی

شبه جزیره ایست در جنوب اتحاد جماهیر شوروی واقع در ساحل بحر اسود بمساحت ۹ ۹۴۹ میل مربع و حدود۱ ۵٠٠ ٠٠٠ تن سکنه این شبه جزیره بواسطه تنگه کرچ بدریای آزف راه دارد. شهرهای معروف آن عبارتند از: اکمچک پایتخت ( سیمفرپل ) اخیار ( سباستوپول ) گوئسلو ( اوپاتوریا ) داری خانه کعبه کرچ یا ینی قلعه. این ناحیه بسبب جنگهای قریم ( کریمه ) شهرت یافته است. اکنون یکی از جمهوریهای اتحاد جماهیرشوروی محسوب است و آن در ۱۹۴۶ م. به اتحاد مزبور ملحق شده. یا جنگهای قریم ( کریمه ). جنگهایی که بین روسیه ( ازیکسو ) و ترکان عثمانی فرانسه و انگلستان و پیه مون در گرفت و از سال ۱۸۵۴ تا ۱۸۵۶ م. طول کشید. یا خانان قریم. الغ محمد یکی از افراد خاندان طغاتیمور در صدد تحصیل مقام خانی کل بر آمد و در سال ۸۴۲ ه ق./ ۱۴۳۸ م. بتصرف ممالک اجدادی قدیم خود - یعنی بلاد بلغار - توفیق یافت. وی برادری داشت بنام تاش تیمور که مدتی نیز از سران لشکری توقتمش خان بود و او موسس سلسله مقتدرخانان قریم است و پسرش حاجی گرای اولین خان این شعبه محسوب میشود. ذکر این سلسله در [ مسئله مشرق ] همه وقت بمیان می آید چه ایشان گاهی بعنوان پیش قراولان عثمانی و زمانی بعنوان متحد روسیه در روابط بین این دو دولت مداخله میکردند و عاقبت روسیه و عثمانی هر دو متوجه تلون این همسایگان شدند و بموجب معاهده سال ۱۱۹۸ ه ق./ ۱۷۸۳م. متفقا تصمیم گرفتند آنها را از میان بردارند. حاجی گرای در حدود سال ۸۲۳ ه ق. حدود ۱۴۲٠ م. جلوس کرد و جانشین او تا سال ۱۷۸۳ حکومت کردند و در سال اخیر تسلیم روسیه شدند.
طائفه است

جمله سازی با قریم

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 بنارس در سال ۵۹۰ق به تصرف معزالدین محمد سام درآمد و بسیاری از بتهای معابد متعدد آن نابود و شهر ویران شد. بابر در ۹۳۶ق آن را گرفت. در دوره اکبرشاه، راجه جی سینگه معابد متعدد و رصدخانهای در آنجا ساخت. اورنگ زیب مسجدی به جای یکی از معابد قریم هندی آن بنا نهاد. در ۱۷۷۵م بنارس به بریتانیا واگذار گردید و در ۱۹۵۰م جزء اتحادیه هند شد.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران