لغت نامه دهخدا
قرارات. [ ق َ ] ( ع اِ ) ج ِ قرار و قرارة. رجوع به همین مدخل ها شود. || خوراکها و علوفه های سپاهیان. ( آنندراج ).
قرارات. [ ق َ ] ( ع اِ ) ج ِ قرار و قرارة. رجوع به همین مدخل ها شود. || خوراکها و علوفه های سپاهیان. ( آنندراج ).
جمع قرار و قراره
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 دیر نکاهد خبر کان سک افعی نژاد همچو قرارات خویش روی به گرگان نهاد