قدیان
از نظر لغوی، «قدیان» به معنای شتافتن اسب و همچنین خوشبوی و بامزه شدن گوشت آمده است. این کاربردها بیشتر در متون کهن فارسی و منابع طب سنتی و ادبی دیده میشوند و به توصیف حرکت سریع یا کیفیت مطلوب گوشت اشاره دارند.
از نظر جغرافیایی، قدیان (Qadian) یک شهر و شورا شهری در منطقه گرداسپور ایالت پنجاب هند است که حدود ۱۸ کیلومتر شمالشرقی شهر باتالا و شمالشرقی آمرتسر واقع شده است. این شهر با ارتفاع تقریبی ۲۵۰ متر از سطح دریا حدود ۴۰٬۸۲۷ نفر جمعیت دارد و به عنوان زادگاه میرزا غلام احمد، بنیانگذار جنبش احمدیه در اسلام، شناخته میشود. قدیان تا پیش از تقسیم هند در سال ۱۹۴۷، مرکز اداری و مذهبی این جنبش بود و محل برگزاری گردهماییهای سالانه احمدیهها محسوب میشد.
تاریخ این شهر به سال ۱۵۳۰ بازمیگردد، زمانی که میرزا هادی بیگ، عالم دینی و اولین قاضی منطقه، آن را تأسیس کرد. نام شهر ابتدا اسلامپور قاضی بود و سپس به تدریج به «قدیان» تغییر یافت. در طول تاریخ، این منطقه تحت حکومتهای مختلفی قرار گرفت و پس از تقسیم هند، بسیاری از جمعیت احمدی از قديان به پاکستان مهاجرت کردند، در حالی که برخی از آنان تحت عنوان «دروشان قديان» در محل باقی ماندند تا اماکن مقدس را حفظ کنند. امروز این منطقه بهعنوان یک شهر تاریخی و مذهبی با اهمیت فرهنگی و دینی در هند شناخته میشود.
لغت نامه دهخدا
قدیان. [ ق َ دَ ] ( ع مص ) شتافتن اسب. || خوشبوی و بامزه شدن گوشت. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ).
فرهنگ فارسی
شتافتن اسب یا خوشبوی و با مزه شدن گوشت
دانشنامه عمومی
قادیان ( به انگلیسی: Qadian ) یک منطقهٔ مسکونی در هند است که در بخش گرداسپور واقع شده است. قدیان ۴۰٬۸۲۷ نفر جمعیت دارد و ۲۵۰ متر بالاتر از سطح دریا واقع شده است.
جمله سازی با قدیان
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 الحکم، اولین روزنامه و تشکیلات جماعت مسلمانان احمدیه بود. این روزنامه برای اولین بار در سال ۱۸۹۷ توسط یکی از همراهان میرزا غلام احمد در قدیان منتشر شد. حضرت شیخ یعقوب علی عرفانی، یار و همراه میرزا غلام احمد که در امریتسار زندگی میکرد، همچون یک روزنامهنگار کاربلد و با تجربه به فعالیت مشغول بود.
💡 در طی اقامت او در قدیان، رفیق صمیمی غلام احمد شد و در نوشتههای هر دو آنها مشخص است که برای یکدیگر احترام بسیار زیادی قائل بودند. هرچند رابطه بین این دو، به زودی به رابطه استاد و مرید تبدیل شد و نورالدین خودش را به عنوان یک شاگرد وقف احمد کرد. او در نهایت به قدیان مهاجرت کرد و کمی پس از اینکه شغلش در کشمیر را رها کرد، کاشانه و زندگی خود را در آنجا برپا کرد.