قتار

لغت نامه دهخدا

قتار. [ ق ُ ] ( ع اِ ) بوی عود. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( اقرب الموارد ) ( ناظم الاطباء ). بوی بخور. ( اقرب الموارد ). || بوی دیگ. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ) ( اقرب الموارد ). بوی دود مطبوخ. ( اقرب الموارد از مصباح ). || افزار دیگ. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ). || بوی بریانی. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ) ( اقرب الموارد ). || بوی استخوان سوخته. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( اقرب الموارد ).

فرهنگ فارسی

بوی عود بوی بخور

جمله سازی با قتار

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 همچون آن برجمی از فرط طمع هر یک در تف آتش بر بوی قتار آید

فوت جاب یعنی چه؟
فوت جاب یعنی چه؟
هیت یعنی چه؟
هیت یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز