قابل اغماض

لغت نامه دهخدا

قابل اغماض. [ ب ِ ل ِ اِ ] ( ص مرکب ) چشم پوشیدنی. آنچه بتوان آن را نادیده گرفت.

فرهنگ فارسی

چشم پوشیدنی آنچه بتوان آنرا نادیده گرفت.

جمله سازی با قابل اغماض

💡 اولین حادثه کوچک و کم‌اهمیت، مثل قطع بسیار کوتاه‌مدت برق یا مزاحمت‌های قابل اغماض همسایگان، به آغاز و تشدید سریع خشونت ساکنان نسبت به هم و نسبت به برج می‌انجامد و چرخه تخریب برج آغاز می‌شود. در این چرخه، ساکنان برج به سه بخش کلاسیک دنیای مدرن، یعنی طبقه پایین، متوسط و بالا، تقسیم می‌شوند و هر یک بر اساس ساخته‌وپرداخته‌های ذهنی خود از طبقه دیگر، آنان را دشمن می‌پندارند و به تخریب و محدود کردن امکانات برج برای طبقات دیگر می‌پردازند. گروه‌های حمله یا دفاع و حتی شبیخون و غارت به دیگر طبقات تشکیل می‌شود و وضعیت برج روزبه‌روز به وخامت می‌گذارد.

💡 ظرفیت بالای این خودرو با نیم نگاهی به ظرفیت میانگین ۱۸۰ نفری هر واگن قطار شهری و در مقایسه با نیازمندی‌های ساخت و آماده‌سازی راه جهت خطوط ریلی شهری، به هیچ وجه قابل اغماض نیست و مزیت چشمگیر این اتوبوس‌ها به همراه کاهش آلایندگی خطوط ترابری است که به لطف ادغام تکنولوژی اتصال کابین و تکنولوژی خودروهای هیبریدی فراهم شده‌است که به زودی این اتوبوس‌ها را به غول ناوگان ترابری عمومی شهری بدون ریل ایران تبدیل خواهد کرد.[نیازمند منبع]