فقراء

لغت نامه دهخدا

فقراء. [ ف ُ ق َ ] ( ع ص، اِ ) ج ِ فقیر. ( منتهی الارب ) ( ترجمان علامه جرجانی ترتیب عادل بن علی ). کسانی که حرفه ای ندارند یا صاحبان حرفه که حرفه آنها زندگیشان را کفایت نکند. ( از اقرب الموارد ): لیطلق علی الفقراء و المساکین. ( تاریخ بیهقی ). کهف الفقراء ملاذ الغرباء. ( گلستان ).

دانشنامه اسلامی

[ویکی الکتاب] معنی فُقَرَاءِ: فقیران - تهیدستان- نیازمندان - محتاجان
ریشه کلمه:
فقر (۱۴ بار)

جمله سازی با فقراء

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 دی گذشتیم برآن دلبرو گفتیم دعا قال من انتم قلنا فقراء غربا

💡 و گفت: علامت فقراء صادق آنست که سؤال نکنند و معارضه نکنند و اگر کسی با ایشان معارضه کند خاموش شوند.

پوسی یعنی چه؟
پوسی یعنی چه؟
مماشات یعنی چه؟
مماشات یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز