فرصت عبور

مترادف‌ها

مهلت عبور

فرهنگستان زبان و ادب

{accepted gap} [حمل ونقل درون شهری-جاده ای] فاصلۀ زمانی قابل قبولی که رانندۀ خیابان فرعی برای عبور از تقاطع و ورود به خیابان اصلی صرف می کند

ویکی واژه

فاصلۀ زمانی قابل‌قبولی که رانندۀ خیابان فرعی برای عبور از تقاطع و ورود به خیابان اصلی صرف می‌کند.

جمله سازی با فرصت عبور

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 تاشکورگان در مسیر بزرگراه قره‌قروم است که مسیر قدیمی جادهٔ ابریشم را از چین به پاکستان دنبال می‌کند. امکانات اسکان در دسترس است و توقف شبانه برای مسافران جاده‌ای از چین به پاکستان توصیه می‌شود تا بهترین فرصت عبور از گذرگاه مستعد برفی گردنهٔ خنجراب را در نور روز داشته باشند. ثبت‌نام ویژه با پلیس باید پیش از ورود به تاشکورگان انجام شود و شهروندان چینی باید پیش از ورود به منطقه اجازهٔ کتبی را از ادارهٔ پلیس محلی خود دریافت کنند.

💡 وقتی چراغ راهنمایی سبز شد، رانندگان با سرعت زیاد از فرصت عبور استفاده کردند تا قبل از تغییر رنگ مجدد چراغ، به مقصد خود برسند.

💡 در جریان عملیات نجات، تیم‌های امدادی باید از کوچک‌ترین فرصت عبور از میان آوارها برای رسیدن به بازماندگان و کمک به آن‌ها استفاده می‌کردند.

💡 برای عبور از این مسیر پر پیچ و خم، رانندگان باید همیشه منتظر یک فرصت عبور ایمن و مناسب در ترافیک سنگین شهری باشند.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران