لغت نامه دهخدا
فرزندشاد. [ ف َ زَ ] ( اِمرکب ) مراقبه است که سر به جیب فروبردن درویشان صاحب حال باشد. ( برهان ). برساخته دساتیر است. ( از حاشیه برهان چ معین ). رجوع به فرهنگ دساتیر ص 257 شود.
فرزندشاد. [ ف َ زَ ] ( اِمرکب ) مراقبه است که سر به جیب فروبردن درویشان صاحب حال باشد. ( برهان ). برساخته دساتیر است. ( از حاشیه برهان چ معین ). رجوع به فرهنگ دساتیر ص 257 شود.
مراقبه است که سر بجیب فرو بردن درویشان صاحب حال باشد.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 که ای گرد فرزند شاد آمدی به مهمانی ما چه باد آمدی