کپک زدگی
مترادفها
کپک زدن، پوسیدگی
متضادها
پاکیزگی، سلامت، تازگی
لغت نامه دهخدا
کپک زدگی. [ ک َ پ َ زَ دَ / دِ ] ( حامص مرکب ) کپره زدگی. سفیدک زدگی. کلاش گرفتگی. اُورگرفتگی. اورزدگی.
فرهنگ فارسی
کپره زدگی سفیدک زدگی
فرهنگستان زبان و ادب
{moldiness} [علوم و فنّاوری غذا] وجود کپک در یک ماده که در نتیجۀ آن بو و طعم ماندگی یا بیاتی در آن ایجاد می شود
جمله سازی با کپک زدگی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 خرمای خنیزی بافتی نرم و مرطوب دارد و از نمونه ارقام خرمای نوع تر بهشمار میآید و در صورتی که در شرایط مناسبی نگهداری نشود به سرعت دچار ترش شدگی یا کپک زدگی میشود. برای حملونقل و جابهجایی خرمای خنیزی معمولاً از کانتینرهای یخچالدار استفاده میشود و بهترین شرایط برای نگهداری این رقم خرما در دمای منفی ۵- درجه سانتیگراد میباشد.