لغت نامه دهخدا
یک سنگ. [ ی َ / ی ِ س َ ] ( اِ مرکب ) آن مقدار از آب که آسیاب را به گردش می آورد. ( آنندراج ). آسیاگرد.
یک سنگ. [ ی َ / ی ِ س َ ] ( اِ مرکب ) آن مقدار از آب که آسیاب را به گردش می آورد. ( آنندراج ). آسیاگرد.
آن مقدار از آب که آسیاب را بگردش می آورد آسیاگرد
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 معروفترین بازماندهٔ او، قانون حمورابی است که بر روی یک سنگ ثبت شدهاست. این سنگ نوشته بر روی یک قرص سنگ ایستاده با بیش از ۸ پای بلند (۲٫۴ متر) حک شده و در سال ۱۹۰۱ در شوش، ایران پیدا شد. حمورابی به دلیل آگاهیش برای نوشتن این قوانین، زمانی که مردم در شرایط سخت بودند، در سراسر جهان شهرت بسیاری دارد.
💡 اگر مرد ملامت نیستی از عشق دوری کن که کوه قاف یک سنگ است ازدامان صحرایش
💡 بی سر سرگشته ای با خاک و خون آغشته ای در بیابان غمت یک سنگ و یک فرسنگ نیست
💡 کفر و ایمان را به یک سنگ آن دو ابرو می کشد تا به کی اعجاز را در پله جادو نهم
💡 ترشی سلسکا با فلفل سبز، گوجه سبز، هویج، گل کلم، کلم و کرفس ساخته میشود. سبزیها را در ظرفی میگذارند و با چند شاخه و یک سنگ روی آن فشار میدهند و روی آن مقداری نمک، سرکه و آب ریخته میشود. این مخلوط برای تخمیر مدتی باقی میماند.
💡 روستای حاج عبدال دارای جاذبه هایی مثل تخته سنگ های چند صد ساله مشهور و سنگ پنج انگشت و یک سنگ تاریخی بزرگ به نام سنگ فاطمه است و دارای زمین های کشاورزی متعدد است که هرساله از اکثر نقاط شهر برای دیدن این جاذبه ها و تفریح به روستا سفر میکنند