لغت نامه دهخدا
یک دیگران. [ی َ / ی ِ گ َ ] ( ضمیر مبهم مرکب ) یکدیگر:
به تیغ و سنان و به گرز گران
بکشتند چندان ز یک دیگران.اسدی.چنین گفت کاین بار رزمی گران
بسازید همپشت یک دیگران.اسدی ( گرشاسب نامه ص 80 ).
یک دیگران. [ی َ / ی ِ گ َ ] ( ضمیر مبهم مرکب ) یکدیگر:
به تیغ و سنان و به گرز گران
بکشتند چندان ز یک دیگران.اسدی.چنین گفت کاین بار رزمی گران
بسازید همپشت یک دیگران.اسدی ( گرشاسب نامه ص 80 ).
یکدیگر
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ندیده ز یک دیگران جز وفا نرفته به راه خطا و جفا