گوزن قرمز
فرهنگستان زبان و ادب
{Cervus elaphus} [زیست شناسی- علوم جانوری] زیرگونه ای از تیرۀ گوزنیان و راستۀ زوج سُم سانان که شاخ آن دست کم چهار انشعاب فرعی دارد و پوست آن قهوه ای یکنواخت و سر و گردن و پاها تیره است
ویکی واژه
زیرگونهای از تیرۀ گوزنیان و راستۀ زوجسُمسانان که شاخ آن دستکم چهار انشعاب فرعی دارد و پوست آن قهوهای یکنواخت و سر و گردن و پاها تیره است.
جمله سازی با گوزن قرمز
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 داستان مجموعه در دنیای مدرن، متمدن، و حیواناتی انساننما با طبقهبندی فرهنگی بین گوشتخوار و گیاهخوار اتفاق میافتد. لگوشی شخصیت اصلی داستان یک گرگ خاکستری، دانشآموزی خجالتی و ساکت در فرهنگستان چریتون است که در خوابگاه با چندین دانشجوی گوشتخوار دیگر از جمله دوست خوشمشربش جک زندگی میکند، که یک لابرادور رتریور است. به عنوان یکی از اعضای باشگاه درام، لگوشی وظیفه کار در پشت صحنه و پشتیبانی از هنرپیشگان باشگاه را به رهبری یک گوزن قرمز ستاره به نام لوئیس بر عهده دارد.
💡 در جنگلهای انبوه شمال اروپا، گوزن قرمز با شاخهای بزرگ و باشکوه خود، منظرهای خیرهکننده برای گردشگرانی که به دنبال طبیعت بکر هستند، خلق میکند.
💡 زیستشناسان معتقدند که کاهش جمعیت گوزن قرمز در مناطق وسیع جنگلی میتواند نشاندهنده تغییرات اقلیمی و نابودی زیستگاههای طبیعی حیوانات وحشی باشد.
💡 در بسیاری از داستانهای افسانهای و قدیمی، گوزن قرمز به عنوان نمادی از شکوه و زیبایی طبیعت مورد توجه قرار گرفته و در نقشهای مختلف ظاهر شده است.