گرگانه

لغت نامه دهخدا

گرگانه. [ گ َ ] ( اِخ ) دهی است از دهستان ییلاق بخش حومه شهرستان سنندج، واقع در 48 هزارگزی خاور سنندج و 2 هزارگزی جنوب باختر قادرمز. هوای آن سرد و دارای 240 تن سکنه است. آب آنجا از چشمه و محصول آن غلات و شغل اهالی زراعت وصنایع دستی آنان قالیچه و جاجیم و گلیم بافی است و راه آن مالرو است. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 5 ).

جمله سازی با گرگانه

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 با ببر دمان گربه نیارست فتادن گرگانه ستادن

💡 فاصله آن تا شهر دهگلان ۱۸ کیلومتر است. این شهر با مساحتی در حدود ۴۶۲ کیلومتر مربع از شمال به روستاهای کلکه، سرنجیانه، چراغ آباد و سیس، از جنوب به روستاهای بکرآباد، گردمیران،غلام آباد و میمون آباد،مرادآباد، از غرب به روستاهای سراب دوکل،سورهال،رامول،گزگزاره،میانگوران و از شرق به روستاهای قادرمرز و گرگانه منتهی می‌شود.