گرم رفتن
مترادفها
گرم شدن، داغ شدن
متضادها
سرد شدن
لغت نامه دهخدا
گرم رفتن. [ گ َ رَ ت َ ] ( مص مرکب ) تند رفتن. سریع رفتن:
برفت گرم و به دستور گفت کز پی من
تو لشکر و بنه را رهنمای باش و بیار.فرخی.
فرهنگ فارسی
( مصدر ) تند رفتن تیز شتافتن.
جمله سازی با گرم رفتن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 روشندلان همیشه سفر در وطن کنند استاده است شمع و همان گرم رفتن است
💡 جانان به پرسش آمد و جان گرم رفتن آه خارم به دیده فصل بهارم خزان رسید
💡 به ذره ذره چو ریگ روان درین وادی به هر چه می نگرم، گرم رفتن است اینجا
💡 وقتی هوا بسیار سرد شد، همه اعضای خانواده دور بخاری جمع شدند تا با گرم رفتن و نوشیدن چای، کمی از سرمای گزنده زمستان در امان باشند.
💡 او در بحثهای سیاسی روز بسیار علاقه نشان میداد و با سخنان طرف مقابل گرم میگرفت و وارد بحثهای طولانی و تخصصی میشد.
💡 با شروع مراسم جشن و موسیقی، مهمانان با هم گرم میگرفتند و شروع به رقصیدن کردند که باعث شد فضای سالن پر از شادی و نشاط شود.