لغت نامه دهخدا
گرم رفتار. [ گ َ رَ ] ( ص مرکب ) زودخیز. ( آنندراج ). گرم رو. سالک:
در این صحرای وحشت خضر دلسوزی نمی بینم
مگر هم گرم رفتاری چراغم پیش پا دارد.صائب ( از آنندراج ).
گرم رفتار. [ گ َ رَ ] ( ص مرکب ) زودخیز. ( آنندراج ). گرم رو. سالک:
در این صحرای وحشت خضر دلسوزی نمی بینم
مگر هم گرم رفتاری چراغم پیش پا دارد.صائب ( از آنندراج ).
۱ - سحر خیز زود خیز. ۲ - سالک گرم رو.
💡 از امومت گرم رفتار حیات از امومت کشف اسرار حیات
💡 به هر جاده که گشته گرم رفتار بجستن آمده چون نبض بیمار
💡 مرد را ابر و باد باید بود گرم رفتار و راد باید بود
💡 مشو غافل که برق گرم رفتار سبک جولانتر از فرصت نباشد
💡 چو گردد کشتی ما گرم رفتار کنار بحر تر گردد، میان خشک