لغت نامه دهخدا
گرم داغ. [ گ َ م ِ ] ( اِ مرکب ) مرحوم وحید دستگردی درگنجینه گنجوی آرد: مانند گرم زخم کنایه از اشتیاق مفرط است که بدان سبب از داغ بی خبر است:
هنوز از عشق بازی گرم داغ است
هنوزش شور شیرین در دماغ است.نظامی ( از گنجینه گنجوی ص 132 ).
گرم داغ. [ گ َ م ِ ] ( اِ مرکب ) مرحوم وحید دستگردی درگنجینه گنجوی آرد: مانند گرم زخم کنایه از اشتیاق مفرط است که بدان سبب از داغ بی خبر است:
هنوز از عشق بازی گرم داغ است
هنوزش شور شیرین در دماغ است.نظامی ( از گنجینه گنجوی ص 132 ).
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 صائب ز سینه زنگ زدودن به اشک گرم داغ کلف ز آینه ماه شستن است
💡 فروزندهشان کرد از آن گرم داغ کز آتش فروزنده گردد چراغ