گرفت وگیر

لغت نامه دهخدا

گرفت و گیر.[ گ ِ رِ ت ُ ] ( اِمص مرکب، از اتباع ) مؤاخذه. بازپرسی: چون پارس بگشادند خود مدتی قتل و غارت و گرفت و گیر بود. ( فارسنامه ابن البلخی ص 170 ).
در ده و شهر جز نفیر نبود
سخنی جز گرفت و گیر نبود.نظامی.

فرهنگ فارسی

( اسم ) ۱ - مواخذه باز پرسی: و کلای دیوانش او را باخذ اموال متمولین ترغیب نموده و بازار گرفت و گیر رواج یافت.

جمله سازی با گرفت وگیر

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 عشق از گرفت وگیر قیامت مسلم است زنجیر عدل را که با زنجیر می کند

دیشلمه یعنی چه؟
دیشلمه یعنی چه؟
سرزمین یعنی چه؟
سرزمین یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز